تعطيلي وبلاگ
.
البته تقريباً
اگر دوستانم باز بيان سراغم برمي گردم
.
فعلاً اينجا هستم با نام فاميلي دوستي
http://blog.360.yahoo.com/blog-VQhLJx0zfq6vRO276_2I9TX_Ig4-;_ylt=Aomft.1ZvgbnpPKQ9JrxuGGsAOJ3?cq=1
سیاحتی ، جهانگردي و هتلداری (ازهمه جا)
.
البته تقريباً
اگر دوستانم باز بيان سراغم برمي گردم
.
فعلاً اينجا هستم با نام فاميلي دوستي
http://blog.360.yahoo.com/blog-VQhLJx0zfq6vRO276_2I9TX_Ig4-;_ylt=Aomft.1ZvgbnpPKQ9JrxuGGsAOJ3?cq=1
سلام بر دوستان
.
ماهها نبودم و به دلايلي دراين مدت ، مشغوليات وبلاگي در ۳۶۰ پيدا نموده ام
البته فاميلي مجازي ( مثل خود وبلاگ ها ) اونجا دارم
بهنام دوستي
.
كه زياد هم با شخصت خودم منافات نداره
.
اگر دوست داشتيد سر بزنيد
البته اون وبلاگ ، يك مقدار مطالب عمومي تري رو مطرح مي كنه و محوريتش عكسه
.
حالا خود دانيد
http://blog.360.yahoo.com/blog-VQhLJx0zfq6vRO276_2I9TX_Ig4-;_ylt=Aomft.1ZvgbnpPKQ9JrxuGGsAOJ3?cq=1
این متن را حتما بخوانید !
.:: خواندن کل اين متن بيشتر از 3 دقيقه زمان شما را نخواهد گرفت. پس لطفا بخوانيد ::.
١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اينجا هر پروژهاى حداقل ٢ سال طول ميکشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست. جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئديها در تناقض است. آنها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار ميکنند، بحث ميکنند، بحث ميکنند، بحث ميکنند و خيلى به آرامى کارى را پيش ميبرند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى ميانجامد. به عبارت ديگر:
1- سوئد در حدود 450000 کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
٣- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود 78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکتهاى توليدى سوئد هستند.
اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برميداشت و به محل کار ميبرد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبحها زود به کارخانه ميرسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک ميکرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار ميآمدند.
روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک ميکنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
او در جواب گفت: براى اين که ما زود ميرسيم و وقت براى پيادهرفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر ميرسند و احتياج به جاى پارکى نزديکتر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نميکني؟
ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد.
اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). اين جنبش ميگويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار ميگيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال ميبرد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.
مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار ميکنند امّا از آمريکائيها و انگليسيها مولّدترند. آلمانيها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل دادهاند و مشاهده کردهاند که بهرهورى و قدرت توليدشان ٢٠درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائيها را هم جلب کرده است.
البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهرهورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهرهورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزشهاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسيترين ارزشهاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيطهاى کارى کم تنشتر، شادتر و مولّدترى است که در آن، انسانها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت ميبرند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکتها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بيشتاب و با بهرهورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.
بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان ميگذرانيم امّا تنها هنگامى به آن ميرسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.
بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش ميکنيم.
همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار ميکنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق ميافتد، در حالى که تو سرگرم برنامهريزيهاى ديگرى هستى.
به شما به خاطر اين که تا پايان اين مطلب را خوانديد تبريک ميگوئيم. بسيارى هستند که براى هدر ندادن زمان، از وسط مطلب آن را رها ميکنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند!
از سايت فردا
چند عكس جالب از آتش سوزي كاليفرنيا - آمريكا
عكس ماهواره اي آتش سوزي هم در قسمت ادامه مطلب ديدنيه .

بقيه عكسها در :
ادامه مطلب ....
درمورد كوير لوت و مناطق ديدني آن
قلعه شفیع آباد

کمپ شهداد

دشت لوت به سه واحد جغرافیایی تقسیم شده است:
یک – لوت شمالی :
از عناصر ریگ، شن و ماسه تشکیل شده است و حد جنوبی آن را بریدگیهای نا منظم مشرف به چاله «رود شور بیرجند» تشکیل میدهد. ناهمواریهای ماسهای به شکل سفرههای ماسهای در آن وجود دارد.
دو – لوت مرکزی
شگفت انگیزترین قسمت دشت لوت است. در قسمتهای شرقی لوت مرکزی تپهها و تودههای عظیم و بهم پیوسته ماسهای قرار گرفته و سطح قابل توجهی از لوت را به عرض متوسط 52 کیلومتر وطول متوسط 162 کیلومتر در لوت پوشانده است.
بخشی از ناهمواریهای لوت مرکزی دارای پوشش گیاهی بوده و بخش غربی آن فاقد پوشش گیاهی است.
از نظر زمینریختشناسی لوت مرکزی به سه منطقه اصلی (از غرب به شرق) تقسیم شده است (ماخذ شماره 4)
الف –دشت سر
به عرض 5 تا 10 کیلومتر به صورت نواری سطح آن را ماسه و لای(silt)و نمک پوشانده است(جنوب شهداد)
ب- کلوت ها
کلوت ها(کلوت اصطلاح محلی است) به خندقهای بسیار عظیم که حاصل فرسایش آبی و بادی است به عنوان پدیدهای بی نظیر در دنیا شناخته شده است .
«رود شور» در مرطوب کردن دیواره این کلوتها اثر کافی داشته و فرسایشهای آنها را تسهیل کرده است
منطقه کلوتهای در 43 کیلومتری شهداد (24 کیلومتری ده سیف) قرار دارد و در مساحتی به عرض متوسط 80 کیلومتر و طول متوسط 145 کیلومتر را تشکیل داده اند.
مهمترین بادی که دیوارههای کلوتها را فرسایش میدهد بادهای 120 روزه سیستان است .
در فاصله کلوتها زمین پوشیده از ماسه بادی است و در نقاطی که ماسه بادی نیست زمین از نوع رس لائی و رس است.
ج- تپههای ماسه ای
در شرق لوت مرکزی منطقهای به عرض 50 کیلومتر و طول 100 کیلومتر متر را تشکیل میدهند. ارتفاع این تپههای ماسهای تا 500 متر هم میرسد (ماخذ شماره4). نا همواریهای ماسهای به اشکال برخان (Barkhan) – هرمهای ماسهای –سیف (sif) و تپههای طولی دیده میشود .
لوت جنوبی (لوت زنگی): غنیترین قسمت چاله لوت از نظر پوشش گیاهی است
در حدود 20کیلومتری شهداد ،درختان و درختچههای گز در گلدانهای بیابانی لوت جای گرفتهاند که به آن نبکا گفته میشود یا تلهای گیاهی.
زمینهای بین نبکاها پوشیده از ماسه است.
نبکاها عموماٌ در سطح همواری که میزان ماسه آن متوسطو سطح آب زیر زمین بالا بوده و یا رطوبت موجود کافی برای حیات پوشش گیاهی باشد ظاهر میشوند. عناصر تشکیل دهنده نبکا شامل ماسه – لای، رس و سلت است.
شکل نبکا تابعی است از اندازه، تراکم و میزان رشد گیاه میزبان. گونههایی نظیر دستهای از گرامینهها، درختچههای تاغ،گز و.. میباشند در کویر لوت گونه گیاه گز (Tamarix) از گونههای میزبان نبکاها هستند .ارتفاع نبکاها از چند دسیمتر تا چند متر و طول آن از یک متر تا 10 متر میرسد
شایان ذکر است گیاهان منفرد باید ارتفاعی بیش از 10 الی 15 سانتی متر داشته باشند تا اینکه بتوانند ماسهها را کنترل نماید. اگر دانههای ماسه چسبندگی نداشه باشند به عبارتی عناصر رس و لای نداشته باشند حجم آنها با تغییر و سرعت باد تغییر مییابد. با افزایش میزان رسوب، گیاه برای جلوگیری از مدفون شدن به رشد خود در جهت بالا ادامه میدهد این رشد تا آنجا است که ریشه گیاه در ارتباط با سطح آب زیر زمینی باشد اما جایی که آب زیر زمینی افت میکند این ارتباط قطع و تخریب نبکاآغاز میشود که سرانجام به مرگ نبکا میانجامد.
--------------
متن از : ويكي پديا
نمي دانم لواسان كوچيكس يا بزرگه !!!
اونايي كه مي دونن بگن .
ضمناً اين عكسها اختصاصي اين وبلاگه و جاي ديگه اي اونها را نخواهيد ديد .
بقيه عكسها در
ادامه مطلب ....
عكسهاي جالب وديدني
عكسها از آقاي سيدي
براي سال آينده برنامه هايي داريم .
كوه نوردي هاي چند روزه در فصل مناسب سال آينده .
براي آمادگي آن برنامه ها ، از پنج شنبه اين هفته كوه نوردي سبك داريم تا آمادگي پيداكنيم .
حميد و ميثم و بهزاد و ... اعلام آمادگي كرده اند .
قرار دقيق تر را بعد از هماهنگي هاي اوليه اعلام مي كنم .
باقي بقايتان
عکسهای هوایی بسیار زیبایی که از مناطق کویری ایران گرفته شده است . ما که جرأت نداريم به آن مناطق سفر سياحتي كنيم . دست كم مي توانيم تصاوير آنرا بيينيم و لذت ببريم .
آبگیرهای دست ساز برای ذخیره آب و استفاده آن در قناتها
دشت کویر
بقیه عکسها در
ادامه مطلب ...
عكسها از : جورج اشتاینمتز- بی بی سی
اين پست هم باز به گشت و گذار اينترنتي مي گذرد .
اگر هم نمي توانيد برويد و اين برجها را ازنزديك ببينيد ، تصوير آنها را در پست امروز بينيد .
جذاب نبود ؛ بگوييد . ضمن آنكه عكسهاي در ادامه مطلب را هم بينيد .

دو تصوير از بلندترين برج در
ادامه مطلب ....
به مناسبت این ایام ، ( روز قدس ) مطلبی دیدم که جالب است .
اگر به مسجدالاقصی و قبه الصخره نمی تونیم بریم ، درمورد آنها که می توانیم مطلب بنویسیم .
پس بخوانید ...
جالب است اگر بدانید تا بحال مسجدالاقصی را ندیده اید و آنچه معمولاْ به عنوان مسجدالاقصی به نمایش در می آید قبه الصخره است نه مسجد الاقصی!
آن گنبد طلایی با شبستانهای بزرگ تصویر قبه الصخره است نه مسجدالاقصی!
جالبتر آنکه صهیونیستها از این اشتباه بسیار خوشحالند و به تبلیغات بیشتر می خواهند این اشتباه نهادینه شود تا کم کم تصویر اصلی مسجدالاقصی از اذهان محو شود. چراکه در برنامه آنان تخریب مسجدالاقصی نقطه عطف اشغال قدس است و به این ترتیب با تخریب آن و به نمایش درآوردن تصاویر قبه الصخره براحتی جنگ رسانه ای را خواهند برد.
جالب این جاست که پشت اسكناس صد توماني ايران تصوير قبه الصخره بجاي مسجدالاقصي درج شده است



زیاد جدی نگیرید .
شما که سوئیس نمی روید . می روید ؟
اگر هم رفتید ، ژنو نروید .... ( این توصیه ای دوستانه است ! )
زمانی که عزم سفر به ایران کردم، سعی داشتم به یاد بیاورم که درباره این کشور چه چیزهایی می دانم. اشعار "سرگی یسنین" درباره ایران، غزلیات پندآمیز سعدی، شراب، زن و خدا در رباعیات خیام در ذهنم پرسه می زدند. از درس تاریخ در مدرسه نام کشورگشایان بزرگ سرزمین پارس، کورش، داریوش و خشایار به یادم می آمد که امپراطوری بزرگ هخامنشیان را تاسیس کردند که از مصر تا شمال غرب هند و تا ارمنستان و کوه های قفقاز ادامه داشت. تصوری از کشوری مقتدر، با مردمی پرنشاط، با درایت و مغرور داشتم. اما هر چه در ذهنم به ایران معاصر نزدیک تر می شدم، تصوری مه آلود و تاریک بوجود می آمد: انقلاب اسلامی در سال 1979، تقریباً نبود روابط بین ایران و شوروی کمونیستی، جنگ طولانی ایران و عراق، نیروگاه اتمی بوشهر که همچنان ساخته نشده است، غنی سازی اورانیوم و برنامه هسته ای، مقابلات ایران و آمریکا و سخنرانی های جنجالی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران. همین نیز سبب کنجکاوی بیشتر می شد: دیدار از کشوری جالب و نادر (هرچند که در حقیقت چنین نبود، زیرا تمدن های ما بسیار نزدیک هستند) و دیدن این که مردم در آنجا چگونه زندگی می کنند، مردمی وارث فرهنگی کهن که از پشت چشم بندهای سیاسی و ایدئولوژیکی پیدا نیستند.
"کشوری نیلگون، شاد..."
پیش از سفر، آشنایانی که از خاور شناسی اطلاعی نداشتند، سوالاتی شاید احمقانه اما قابل درک می پرسیدند: "نمی ترسی؟". بیشتر مردم روسیه درباره ایران، تنها از اخبار اطلاع دارند که در این اخبار نیز نه تنها از زندگی معاصر کشور و اخلاق و آداب و سنن چیزی گفته نمی شود، بلکه همانند آمریکا، هراس از بدست آوردن بمب هسته ای در ایران و تهدیدهای بی پایان از بمباران ایران توسط آمریکا با هدف "جوانمردانه" جلوگیری از پدید آمدن یک قدرت هسته ای دیگر را ترسیم می کنند. ایران، دولتی مقتدر است که پس از انقلاب اسلامی به خودکفایی اقتصادی رسیده و می تواند مدعی تبدیل شدن به قدرتی منطقه ای باشد. از این رو نیز مقامات ایران به هر تلاشی برای دست درازی به استقلال آن، پاسخی بسیار سخت می دهند. سخنان غیر مطلوب رئیس جمهور کنونی درباره اسرائیل و برنامه هسته ای نیز، بنظر من تنها تبلیغاتی سیاسی هستند که کمتر وجه اشتراکی با واقعیت دارند. احمدی نژاد که سال 2005 بطور غیر منتظره به حکومت رسید، به سیاست میانه روی و عملگرایی روسای جمهور پیشین خود، یعنی رفسنجانی و خاتمی که هدفشان مدرنیزه سازی کشور و بهبود روابط با غرب بود، خاتمه داد. در ایران رئیس جمهور کنونی اپوزیسیونی جدی دارد که پیش از همه متشکل از افراد سرشناس پایتخت است. مردم تهران صریحاً از رئیس جمهور انتقاد می کنند و او را غیر متعادل دانسته و به پاپولیسم متهم می کنند. تلفن های همراه آنان پر از جوک هایی است که بیشتر آنها درباره احمدی نژاد هستند. ایرانیان امیدوارند که در انتخابات آتی ریاست جمهوری، محمد باقر قالیباف نماینده اصولگرایان میانه رو بتواند کشور را به سیاست معتدل پیشین بازگرداند. روشنفکران معتقدند که اصلاح در جامعه ایران تنها می تواند از بالا و با تایید ولایت فقیه و به آرامی انجام شود. در عین حال یقین دارند که دین- ایدئولوژی فئودالیسم بوده و حکومت دین گرا ترمزی برای توسعه کشور است. یکی از لطیفه های محبوب در ایران: "از رادیو ارمنستان می پرسند که نظر شما درباره ایده امام خمینی (ره) برای صدور انقلاب اسلامی چیست؟ رادیو ارمنستان پاسخ می دهد: نظر ما مثبت است. این را باید بطور کامل از کشور صادر کرد".
بعبارت دیگر، من چنین برداشت کردم که کنترلی کلی بر طرز فکر ایرانیان وجود ندارد، بر خلاف آنچه که مطبوعات می گویند.
"من امروز از صرافی پرسیدم،
که برای هر روبل نیم تومن می دهد..."
فکر نمی کنم بیان حقایقی پیش پا افتاده درباره نقش برتر اقتصاد بر سیاست و ایدئولوژی سبب آزردگی خواننده شود. هر چقدر هم که رسانه ها و سیاستمداران آمریکایی و غربی تصوری تاریک از ایران ایجاد می کنند، باز هم کمپانی های غربی بسیار فعالانه در بازار این کشور کار می کنند. در خیابان های شهر می توان تبلیغات "نوکیا"، "کداک"، "بنتون" و سایر مارک های مشهور را دید. در عین حال ایرانیان سعی دارند از همه نظر مستقل و خودکفا باشند. کمپانی عظیم "ایران خودرو" نه تنها به مونتاژ خودروهای سواری رنو و پژو، و "ایران خودرو دیزل" به مونتاژ خودروهای باری، اتوبوس و مینی بوس بنز، هیوندای و حتی خودروهای روسی "گازل" و "سوبول" می پردازند، بلکه خود نیز اتومبیل هایی از جمله سمند و سورن را تولید می کنند که بنا به گفته متخصصین، قابلیت رقابتی با خودروهای چینی و کره ای را دارند. خودروی سمند از سال 2005 به روسیه راه یافته است و پیشبینی می شود که در آینده نیز خلاء در بازار روسیه را پر کنند. دراین کارخانه، خط تولیدها توسط کمپانی های ژاپنی ساخته شده اند و فلسفه ژاپنی مدیریت نیز حکمفرماست که طبق آن از کارگر جزئی تا رئیس کمپانی همه لباسی یکسان می پوشند. ایرانیان تمایل بسیاری به همکاری با کمپانی های روسی داشته و درصدد سازمان دهی تبادل کارشناسان در عرصه های گوناگون برای فعال سازی تجارت و اندیشه خلاقه هستند. اما آنان واکنشی بایسته از سوی روسیه را نمی بینند و می گویند که تنها سفر ولادیمیر پوتین به تهران می تواند سبب توسعه روابط اقتصادی دوجانبه شود.
"عزیزم با چادر دوستی مکن..."
علیرغم این توصیات یسنین که "با چادر دوستی مکن..." و "پوشاندن گونه های زیبا از جهانیان، گناه است" پس از مدتی کوتاه، یعنی حدود 3 ساعت و نیم پرواز از مسکو به تهران، پیش از فرود در مهرآباد مجبور شدیم مانتو پوشیده و روسری سر کنیم. در ابتدا روسری نه تنها مزاحمتی نداشت، بلکه زیبا هم بود، اما روز دوم از آنجاییکه اجازه برداشتن آن را نداشتیم، با وجود این که برای خارجی ها سخت گیری زیادی نیز وجود ندارد، کمی عصبی ام می کرد. البته چادر سیاه که زیبایی خیره کننده زنان و دختران ایرانی در آن پوشیده شده است، اولین چیزی است که به چشم یک خارجی می خورد و در ابتدا برداشتی منفی درباره فراموش شدگی زنان و عدم تساوی حقوق زن و مرد ایجاد می کند. اما در حقیقت زنان ایران از حقوقی برابر برخوردارند. آنان می توانند تحصیلات دانشگاهی داشته باشند، کار می کنند و مراحل ترقی را می پیمایند. خود مردان ایرانی می گویند که اگر قانون حجاب لغو شود، دختران ایرانی در آن واحد این را فراموش نموده و با سر باز به خیابان می آیند. اما باید گفت که مردم ایران بر خلاف مردم افغانستان و پاکستان مذهبی سنتی نیستند و فرهنگ کهن ایرانی کار خود را می کند. در عین حال، حجاب مشکل اصلی زنان ایران نیست. مردان ایران در پاسخ به سوال من که مشکل اصلی زنان این کشور چیست، پاسخ دادند که زنان فارغ التحصیل می شوند، کار می کنند، اما پس از ازدواج می خواهند خانه بنشینند و فرزندان خود را تربیت کنند! در نتیجه برای من این سوال پیش آمد که این آیا مشکل زنان ایران است و یا مردان ایران؟ که البته باید گفت این مشکل نه تنها در ایران و بلکه در سراسر جهان وجود دارد...
"طلای سرد ماه،
رایحه خرزهره و شب بو.
خوب است راه رفتن سلانه سلانه
در میان آرامش کشوری آبی و دلنواز..."
نوابغ همیشه از پس زمان و مکان می بینند. سرگی یسنین که هیچ گاه سرزمین پارس را ندیده بود، توانست دقیقاً حس من درباره آن را توصیف کند. بارزترین برداشت ها و خاطرات من از سفر به ایران، مربوط به شب های تهران و اصفهان هستند. شهر پس از پایان روز کاری نیز به زندگی خود ادامه می دهد. خانواده ها و دوستان شب ها در پارک ها قدم می زنند و در اصفهان روزها روی چمن کنار زاینده رود فرش پهن می کنند، قلیان می کشند، والیبال بازی می کنند و... . یک چنین اتمسفر آرامش بخشی بسیار دلنواز است. بنظر می رسد که امنیت در کشور را علاوه بر رژیم و قوانین سخت، اخلاق اجتماعی نیز تامین می کند.
پس از دیدن شهرهایی با فرهنگ و تمدن متفاوت به این نتیجه می رسی که بسیاری از خصوصیات به طبیعت و آب و هوا بستگی دارد. شهرهای جنوبی شبیه یکدیگرند، تفلیس، بارسلونا و تهران: شهرهایی احاطه شده با کوه هایی نیلگون، بلوارهایی پهن و سرسبز، ریتم نه چندان تند زندگی و شب هایی گرم که در تهران با جوی های روان آن، حسی وصف ناپذیر از رمانتیزم و سرزندگی را ایجاد می کنند.
"شالی خراسانی هدیه می کنم
و هدیه می کنم فرشی شیرازی را..."
با سفر به ایران و آشنا شدن با زندگی معاصر این کشور، مردم پر نشاط، فراستمند و مغرور آن، می فهمی که تا چه حد وجهه ساخته شده از این کشور توسط رسانه ها، ساختگی است. همه شایعات را می توان رد کرد. حتی از زمانی که کورش کبیر یهودیان را از بردگی آزاد کرد، تا کنون روابطی محترمانه بین ایرانیان و یهودیان وجود دارد.
تنها در ایران نیست که برنامه هسته ای وجود دارد. به گفته کارشناسان، 15 کشور در مرز دستیابی به فناوری های هسته ای هستند و می توانند در آینده ای نزدیک و در صورت لزوم، به قدرت هسته ای تبدیل شوند. در عین حال ایرانیان تاکید می کنند که برنامه هسته ای آنان صلح آمیز است و به گفته "مهدی کلهر" معاون رئیس جمهور ایران، زمان سلاح هسته ای گذشته و مهم برنامه هسته ای به خودی خود نیست، بلکه انگیزه برای مردم است.
در ایران به برنامه آمریکا برای استقرار سیستم های دفاع ضد موشکی در چک و لهستان که گفته می شود برای دفاع از ایالات متحده و متفقین آن در برابر تهدید ناشی از ایران است، با تحیر می نگرند. بعقیده ایرانیان، چنین تبلیغاتی از سوی آمریکا از یک سو در راستای ایجاد وجهه ای خوفناک از ایران هستند که از سوی دیگر اهداف واقعی آمریکا را پشت پرده قرار می دهند.
و اگر به تصوری منفی که از این کشور ایجاد می کنند باور کرد، شانس لذت بردن از سرسبزی و خرمی و کوه های ایران و گردش شبگاهی در پارک جمشیدیه و کوچه پس کوچه های باریک دربند از دست می رود، و نمی توان میدان امام اصفهان را دید که دومین میدان بزرگ جهان است و سایر مساجد عظیم و زیبا و کاخ های شاه را و نمی توان غذای ایرانی را چشید. برای درک ایران و شناخت آن، باید بخواهی که آن را بشناسی و درک کنی.
گایانه سیرانیان، خبرگزاری «نووستی»/
در پست روز ۷/۴/۸۶ مطلبی درمورد قرآن طلایی و چند عکس از نمایشگاه آن کار کرده بودم که دیدنی است .
این هم خبری تکمیلی از آن قرآن .
برای دیدن آن عکسها ، اینجا را کلیک کنید
از 31 شهریور ماه لغایت 10 مهر ماه در تهران نمایشگاه قرآن طلایی برپا می شود که طی آن ایرانیان می توانند این اثر بی نظیر ساخته شده در روسیه را از نزدیک ببینند.
اولین بار نمایشگاه قرآن طلایی طی روزهای 25-27 ژوئن سال جاری در موزه هنرهای تجسمی پوشکین در مسکو برگزار شده بود که بسیار مورد توجه مسلمانان پایتخت، نمایندگان سفارت های کشورهای اسلامی و نیز رسانه ها قرار گرفت.
این قرآن که از طلای ناب 999 ساخته شده، متشکل از 163 صفحه طلایی است که روی آنها 163 صفحه متن قدیمی ترین قرآن، یعنی قرآن عثمان متعلق به قرن هشتم میلادی، کنده کاری شده است. قرار است 8 نسخه دیگر نیز از روی دستنویس قرآن عثمان ساخته شوند. روی برخی از صفحات همانند نسخه اصلی، قطرات خون خلیفه عثمان نیز تصویر شده که در سال 565 میلادی کشته شده بود. وزن این قرآن طلایی حدود 14 کیلوگرم است.
نسخه اصلی قرآن عثمان که قدیمی ترین دستنوشته قرآن می باشد، متعلق به روسیه بوده و در شعبه سن پطرزبورگ انستیتو خاورشناسی آکادمی علوم روسیه نگهداری می شود. این اولین نسخه قرآن است که نسخه های دیگر از روی آن نوشته شدند.
"یفیم رضوان" خاورشناس و اسلام شناس مشهور روس به تحقیق و جمع آوری دستنوشته های قرآن عثمان پرداخته بود که در سال 2005، اثر تحقیقی وی درباره قرآن عثمان به همراه تفاسیر آن، به زبان های روسی و انگلیسی منتشر شد که موفق به دریافت دیپلم یونسکو شده و بعنوان "کتاب سال" در روسیه شناخته شد.
در سال 1384 نیز "محمود احمدی نژاد" رئیس جمهور ایران در چارچوب نمایشگاه بین المللی قرآن مجید که در تهران برگزار شده بود، دیپلم افتخاری بخاطر خدمات ارزنده در راه قرآن شناسی به یفیم رضوان تقدیم نمود.
از نووستی
قائممقام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري گفت: آمار گردشگري داخلي در سه ماههي نخست سال، وقوع ٦٠ ميليون نفر سفر با هزينهاي معادل ١٦ هزار و ١٦٦ ميليارد ريال را نشان ميدهد.
حميد بقايي افزود: طرح جديد آمارگيري گردشگران براساس استانداردهاي آماري ارايهشده ازسوي سازمان جهاني جهانگردي با همكاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، مركز آمار ايران و يك شركت خصوصي تهيه شده است.
وي ادامه داد: براساس آمار تهيهشده، تعداد شبهاي اقامت در هتلها و مراكز اقامتي كشور در مجموع ٢٥٩ ميليون شب بوده است.
او متوسط طول سفر را پنج شب اعلام و بيان كرد: براساس اين آمار، استان فارس بيشترين تعداد گردشگر را در سه ماههي نخست سال داشته است و پس از آن، استانهاي خراسان، هرمزگان، كرمان، مازندران، گيلان، اصفهان، خوزستان و تهران در رتبههاي بعدي استانهاي گردشگرپذير قرار دارند.
قائممقام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بيشترين حجم گردشگر را در فروردينماه دانست و اظهار داشت: كمترين تعداد گردشگران نيز در ارديبهشتماه بوده كه البته اين ميزان دوباره در خردادماه افزايش يافته است.
بقايي استانهاي مركزي، شرقي و جنوب شرقي را به ترتيب داراي بيشترين و كمترين مبدا سفر اعلام كرد و افزود: استانهاي اصفهان و تهران از جمله استانهايي بودند كه بيشترين سفرها از آنها آغاز شدهاند و برعكس استانهاي جنوبي مانند خوزستان، هرمزگان و استانهاي شرقي جزو استانهاي كمتر گردشگرفرست بودهاند.
به گفتهي او، ٥٥ درصد از جامعهي آمارهاي گردشگري داخلي كشور در سه ماههي نخست سال هدف خود را از سفرها تفريح اعلام كردهاند و حدود ١٨ درصد اين آمار ديدار دوستان و آشنايان، حدود ١٦ درصد زيارت و مقاصد مذهبي، شش درصد سفرهاي كاري، ٥/١ درصد درمان و ٥/١ درصد نيز با هدفهاي متفرقه به سفر پرداختهاند.
وي بيان كرد: بنابر اين آمار، توزيع طول سفر اعداد مختلفي را نشان داده است، بهطوري كه ٨/٣٤ درصد سفرها يك تا سه روزه و ٤٦ درصد سفرها چهار تا هفت شبانهروز را دربر گرفته و حدود ٢٠ درصد نيز سفرهاي بيش از هفت شبانهروز را تشكيل دادهاند.
قائممقام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري حدود ٤٥ درصد سفرهاي انجامشده را از طريق خودروهاي شخصي دانست و ادامه داد: سيوسه درصد سفرها با اتوبوس و مينيبوس، ١٠ درصد سفرها با قطار و كمتر از ١٠ درصد را سفرهاي هوايي و بقيه را نيز سفر با ديگر وسايل نقليه عمومي تشكيل دادهاند. از مجموع سفرهاي انجامشده حدود ٥٠ درصد اقامتها در خانهي اقوام و آشنايان و بقيه در هتلها، مهمانپذيرها، چادرها و خانههاي استيجاري بوده است.
بقايي يادآور شد: در چهار ماههي نخست سال، ٢٠٠ تا ٢٥٠ هزار گردشگر از كشورهاي همسايه، بويژه كشور عراق به قصد زيارت امام رضا (ع) به كشور وارد شدهاند.
وي اضافه كرد: عدد رسمي گردشگران ورودي به كشور در چهار ماهه نخست سال ٤٠٠ هزار نفر بوده كه علاوه بر مقاصد مذهبي به قصد تجارت و كار نيز بوده است.
او دربارهي تاييد آمارهاي گردشگري خارجي نيز تصريح كرد: براساس تعريف سازمان جهاني جهانگردي هر كسي كه بين يك تا دو شب در يك كشور اقامت داشته باشد، گردشگر محسوب ميشود، اگر ما نيز از همين زاويه به آمارهاي تهيهشده نگاه كنيم، كمتر به اختلاف نظر دربارهي تعداد گردشگران خارجي ميرسيم.
قائممقام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري تاكيد كرد: عدد يك ميليون و ٤٠٠ هزار نفر ورودي به كشور چندان عدد درشتي نيست كه بخواهيم از سر و ته آن نيز بزنيم. به نظر من، اين كجسليقگي و ناشيگري است كه بخواهيم همه اين اعداد را زير سوال ببريم.
از ایسنا
هرچند درمورد خوردنی درماه مبارک( چی بخوریم و چی نخوریم و ... ) خودم زیاد توجه و اعتقادی ندارم ولی ممکنه بینندگان وبلاگ اینطورنباشندو استفاده کنند
پس
کمی درمورد چه بخوریم و چه نخوریم ...
غذاهاي دير هضم عبارتند از : حبوبات و غلات مثل جو ، گندم ، جو دوسر ، لوبيا ، عدس ، آرد، غلات برنج با پوست و غيره ( که کربوهيدراتها ناميده مي شوند ) .
غذاهاي سريع الهضم عبارتند از : غذاهايي که حاوي قند ، آرد سفيد و غيره هستند ( که به اين گروه کربوهيدراتهاي تصفيه شده گفته مي شود ).
غذاهاي حاوي فيبر عبارتند از : غذاهاي حاوي سبوس ، گندم سبوس دار ، غلات و حبوبات ، سبزيها مانند لوبياي سبز ، نخود ،ذرت ، اسفناج ، برگ چغندر ، ميوه هاي با پوست ، ميوه خشک شده مثل برگه زردآلو ، انجير ، آلو خشک ، بادام و غيره .
غذاهاي مصرفي بايد در حالت تعادل با يکديگر باشند . و از همه گروههاي غذايي مثل ميوه ، سبزيجات ،گوشت ، مرغ ، ماهي ، نان ، حبوبات و محصولات لبني در رژيم غذايي بايد وجود داشته باشد . غذاهاي سرخ شده بايد محدود شوند زيرا باعث عدم هضم ، سوزش سردل و اختلال در وزن مي شوند .
1 - غذاهاي سرخ کردني و چرب
2- غذاهاي حاوي قند زياد
3 - خوردن غذاي زياد بخصوص هنگام سحر
4 - خوردن چاي زياد هنگام سحر ، چاي باعث افزايش ادرار شده و از اين طريق نمک هاي معدني که در طول روز بدن به آنها نياز دارد دفع مي شوند .
1 - مصرف کربوهيدراتهاي مرکب در سحر که مدت طولاني تري هضم مي شوند و باعث مي شوند که شما کمتر گرسنه شويد .
2- حليم يک منبع عالي پروتئين بوده و از غذاهائي است که دير هضم مي شود .
3- خرما يک منبع عالي قند ،فيبر ، کربوهيدرات ، پتاسيم و منيزيوم مي باشد .
4- مغز بادام غني از پروتئين و فيبر بوده و حداقل چربي را دارا مي باشد .
5- موز يک منبع خوب پتاسيم ، منيزيوم و کربو هيدرات مي باشد .
6-مصرف زياد آب يا آب ميوه در صورت امکان در فاصله بين افطار و زمان خواب باعث تأمين آب مورد نياز بدن مي شود .
مدتی بود درمورد غرب استان گیلان می خواستم مطلب بنویسم ولی نمی شد.
یکی از دیدنی ترین اماکن سیاحتی ایران ، غرب استان گیلان است که از اقلیم های طبیعی متفاوتی برخوردار می باشد .
فومن ، صومعه سرا ، شفت ، رضوان شهر ، استارا و ...
یکی از آن اماکن شهرستان شفت است که مختصری از خصوصیات آنرا در زیر آورده ام .
اگر عکسی هم یافتم ، برایتان پست می کنم تا استفاده کنید .
شهرستان شفت در مختصات جغرافيايي 36 درجه و56 دقيقه تا 37 درجه و18 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و49 درجه 10 دقيقه تا 49 درجه و31 دقيقه طول شرقي از نصف النهار مبداء واقع شده است اين شهرستان از شمال شرق به شهرستان رشت واز جنوب وجنوب شرقي به استان زنجان وشهرستان رودبار وازغرب به شهرستان فومن وصومعه سرا محدود مي شود . استان گيلان قسمتي از مجموعه نا همواريهاي جنوب غربي به جنوب درياي خزر وناحيه آبرفتي وجلگه اي است كه شهرستان شفت نيز شامل مناطق كوهستاني است . روستاي خرمكش ،امام زاده ابراهيم وپايين توسه ازمناطق كوهستاني وروستاي عثما وندان وشهر شفت ازمناطق كاملا جلگه اي آن بشمار مي روند كه رودخانه سيا مزگي ازكنار آن عبور مي كند .بطوري كه روستاي خرمكش وپايين توسه درانتهاي دره اي به نام همين رود واقع اند واز نقاط كوهستاني هستند كه از چهار طرف به كوهها ي بلند محدود ومحصور مي باشند وساير روستاها همچون كمسارك ، چوبر ، خرطوم وطالقان در دو منطقه جلگه اي وكوهپايه اي قرار دارند . اقليم اين منطقه به تبعيت از آب وهواي كل استان معتدل ومرطوب است كه درمناطق كوهستاني جاي خودرا به آب وهواي معتدل كوهستاني مي دهد . درفصل تابستان اين مناطق خوش آب وهوا وپذيراي علاقمندان وگردشگران است. از جمله مناطق كوهستاني اين شهرستان از ارتفاعات امامزاده ابراهيم ،دره سيامزگي ، روستاي خرمكش وپايين توسه قابل ذكر است . ازعوارض طبيعي اين منطقه وجود رودخانه سيا مزگي دركنار روستاي عثماوندان وشهر شفت است كه روستا هاي زيادي را در مسيرجريان خود مشروب مي نمايد . كوههاي امامزاده ابراهيم ودره سيا مزگي نيز جزء عوارض طبيعي اين منطقه بشمار مي روند . شهرستان شفت با مساحت969/576 كيلو متر مربع شامل دو بخش مركزي واحمد سر گوراب وچهار دهستان جيرده ، ملا سرا ، احمد سر گوراب (نصير محله ) و چوبر ونيز160 97 آباديست كه 94 آبادي داراي سكنه و3آبادي خالي ازسكنه مي باشد . گفتنيست اين شهرستان درسال 1374 ازشهرستان فومن منتزع ومستقل گرديد وجمعيت آن بر اساس آمار سال 1375 بالغ بر 70292 نفر مي باشد . شهرستان شفت از نظر اقتصادي به كشاورزي ودامپروري ويا صنايع وابسته به اين دو متكي است . برنج از جمله محصولات كشاورزي اين منطقه و باغداري،پرورش دام و طيور و زنبور عسل ،شيلات و پرورش آبزيان و كرم ابريشم از ديگر فعاليتهاي جاري در اين شهرستان مي باشد.علاوه بر اينها توليد خشكبار از جمله شاه بلوط و صيفي جات و گل و گياه زينتي نيز از منابع درآمدي مردم منطقه محسوب مي گردد.
نقشه استان گیلان

از ویکی پدیا
دربعضی از رایانه ها ، مخصوصاْ نوت بوک ، وقتی به اینترنت متصل می شوید و صفحات وبلاگ یا سایتها را می خواهید مشاهده کنید صفحات بدون تصویر لود می شود ( بالا می آید ! )
بنابراین راست کلیک کردن روی تصویر و انتخاب گزینه شوپیکچر ( show picture ) بسیاری از تصاویر را نمایش می دهد .
اگر هم نتوانستید ببینید ، حکماْ نباید ببینید ( ۱۸+ ) !!
مخصوصاْ در این وبلاگ .
چه وبلاگی ...
چه پسری ...
دراین بی حوصلگی آخر تابستان ۸۶ ، همچنین بی مراجعگی به وبلاگ !! چند عکس از مناظر طبیعی و غیرطبیعی ! کار می کنم تا یک فرجی بشود .
خاطره و سفرنامه و ... کارکردن فعلاً کارحضرت فیل است ! حال سفر رفتن و ایران گردی هم که نداریم، پس ...
با همین عکسها راضی باشید تا بعد .

اگر دیدنی هست ، بقیه اش را هم در
ادامه مطلب ببینید ...
این عکسها برای ایده گرفتن از طراحی اتاق و رنگ آمیزی آن ( که تناسبی را ایجاد کند ) مناسب است . ببیند و لذت ببرید .

بقیه عکسها در ادمه مطلب ...
این هم مشخصات مسجد
Sultan Omar Ali Saifuddin Mosque
Built: 1958
Cost: USD $5,000,000.00
Type: Holy place
Observation deck: Yes
(Location: Kampong Ayer, Bandar Seri Begawan formerly Brunei Town)
چند عکس دیگر از این مسجد
در ادامه مطلب ...
چهل و سومین دوره کارناوال ناتینگ هیل روز یکشنبه بیست و هشتم اوت در غرب لندن آغاز شد. این کارناوال یکی از بزرگترین جشنواره های خیابانی در اروپا به شمار می رود و عموما صحنه هنر نمایی گروه های کارائیبی، و در سال های اخیر آمریکای جنوبی، است. همه ساله صدها هزار نفر در این کارناوال شرکت می کنند.
انتظار می رود امسال که چهل و دومين دوره کارناوال است حدود يک ميليون نفر برای تماشای آن در محله ناتينگ هيل و خيابانهای اطراف آن جمع شوند. روز اول کارناوال معمولا به کودکان اختصاص دارد و روز دوم که تعطيل رسمی است به مراسم سنتی تر اين جشنواره اختصاص دارد و معمولا بسيار شلوغتر و پرجنب و جوشتر از روز اول است.
کارناوال ناتينگ هيل در سال 1959 در شهرداری منطقه سينت پانکراس در شرق لندن از سوی مهاجران حوزه دريای کارائيب به منظور پاسخ به حملات نژاد پرستان که سال پيش از آن در تمام بريتانيا رخ داده بود، پايه گذاری شد.
کارناوال رنگها و لباسهای عجیب و غریب

بقیه عکسها در ادامه مطلب ....
زندگی کردن در استرالیا برخلاف ظاهر فریبنده ای که ممکن است داشته باشد کار چندان ساده ای نیست و از بسیاری جهات سخت تر از زندگی در ایران است.
مهاجرین ایرانی پس از ورود به استرالیا با مشکلات عدیده ای روبرو هستند که عمده این مشکلات بخاطر تفاوت های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی عمیقی است که سبک زندگی در استرالیا با نوع ایرانی خود دارد.
اولین سدی که در پیش روی مهاجر ایرانی در استرالیا وجود دارد آگاهی یافتن از کلیه قوانینی است که باید در زندگی روزمره التزام و پایبندی خود را به آن نشان دهد، در غیر این صورت هرگز با دیگر اقشار جامعه همگون نخواهد شد. بهمین خاطر برای آگاهی یافتن از قوانین استرالیا، دانستن زبان از واجبات است و کمک شایانی در ادغام فرد در جامعه جدید خود می کند.
عموما، سال اول زندگی مهاجرین شاهد بیشترین ناملایمات و تنش های زندگی است؛ که در این میان ، بسیاری از مهاجرین تاب تحمل مشکلات را ندارند و لذا زندگیشان دستخوش صدمات جبران ناپذیری می شود.
زبان انگلیسی پاشنه آشیل ایرانی
مشکلات روانی مهاجرین
شرایط محیطی و جغرافیایی
پیدا کردن کار، بزرگترین مشکل
رانندگی در استرالیا
زبان انگلیسی ، پاشنه آشیل ایرانی
فریبرز که مهندس راه و ساختمان است و ۲ سال پیش به استرالیا مهاجرت کرده در این باره می گوید: "من قبل از مهاجرت سالها زبان می خواندم و حتی براحتی نمره ۶ را در امتحان IELTS که برای اخذ ویزای دائم لازم است را بدست آوردم، اما به محض ورود به استرالیا متوجه شدم که دانش زبان من محدود به یکسری لغات و اصطلاحات تخصصی و ادبی انگلیسی است که در واقعیت زندگی روزمره ام کمترین کاربرد را دارد."
فریبرز ادامه می دهد: "با توجه به اینکه مهندسین راه و ساختمان بازار کار خوبی در استرالیا دارند و من نیز حدود ۵ سال تجربه اینکار را در ایران داشتم اما هر بار که برای شغلی اقدام میکردم و در مصاحبه ها حاضر می شدم بدلیل عدم تسلط به زبان قادر به گرفتن شغل نمی شدم و این موضوع بیش از ۵۰ بار برای من اتفاق افتاد. در استرالیا بازار کار بسیار رقابتی است و زبان انگلیسی مهمترین نقش را دارد و من به این نتیجه رسیدم که باید برای یادگیری زبان انگلیسی کاربردی وقت بگذارم."
بسیاری معتقدند نظام آموزشی در ایران به گونه ای طراحی شده که کمک چندانی به یادگیری زبان انگلیسی نمی کند و بیشتر دیپلمه های ایرانی و یا حتی فارغ التحصیلان دانشگاهی اگر به طور خصوصی به یادگیری زبان اهتمام نکرده باشند، قادر نیستند بخوبی به انگلیسی حرف بزنند یا بنویسند.
دانستن زبان انگلیسی عملا شاه کلید ورود به تمامی ارکان جامعه در استرالیاست. دولت استرالیا فهرست کاملی از کارهایی که مهاجران تازه وارد باید به انجام رسانند منتشر کرده، اما در حقیقت به دلیل اینکه انجام هر یک از این کارها نیاز به دانش زبان در آن حوزه خاص دارد عمل کردن به این فهرست چالش های بسیاری برای مهاجرین به همراه دارد. افتتاح حساب بانکی، گرفتن شماره بیمه مالیاتی، ثبت نام در طرح های درمانی، اجاره مسکن و ... از جمله کارهایی است که مهاجر باید در بدو ورود خود اقدام نماید.
تسلط به زبان، نقش اساسی در یافتن کار برای مهاجرین دارد و اگر فرد علیرغم داشتن تحصیلات عالیه نتواند به انگلیسی تکلم کند باید یا به مشاغل خدماتی همچون ظرفشویی، شستشوی اتومبیل، نقاشی ساختمان، موزائیک کاری و ... که ندانستن زبان نقش چندانی در انجام کار ندارد تن در دهد و یا در محیط هایی کار کند که تماما افراد به زبان فارسی صحبت می کنند.
نکته دیگر در خصوص زبان، تفاوت در لهجه انگلیسی استرالیایی است. چه بسا بسیار کسانی هستند که به زبان انگلیسی تسلط کامل دارند، اما پس از مهاجرت، به دلیل لهجه متفاوت استرالیاییها تا مدت های مدیدی دچار برداشت های اشتباه در محیط های کاری و یا ادارات میشوند. بدین خاطر، چه خواسته و چه ناخواسته زمانی زیادی طول می کشد که مهاجر ایرانی بتواند با محیط خود تعامل مثبت داشته باشد.
مشکلات روانی مهاجرین
مهدی که همراه همسر و دو فرزندش مدت ده سال است به استرالیا مهاجرت کرده خاطرات تلخی از دوران اولیه ورود به استرالیا دارد. او می گوید: "زندگی ایرانی مجموعه ای از عاطفه است که در استرالیا همتایی برای آن نمی توان یافت. در استرالیا فقط روابط اقتصادی بر زندگی افراد حاکم است و روابط عاطفی نقش کم رنگی دارد. زندگی ایرانی، زندگی تنهایی نیست، زندگی سکوت نیست بلکه زندگی به معنای حضور موثر در مشکلات خانوادگی است. در ایران خانواده ها غمخوار یکدیگرند، اما در اینجا خبری از این حرفها نیست."
اولین مشکلی که مهدی در ماههای اولیه زندگی خود با آن مواجه شد، مشکل افسردگی فرزندش بود. مهدی می گوید:" متاسفانه پسرم پس از حضور از استرالیا از دوستان و همبازیهای فاملیش جدا شد و بدین سبب دچار افسردگی شدید شد و این مشکل سوای تمامی مشکلات زندگی در غربت، غم عمیقی بر روح و روان ما به جای گذاشت و نمی دانستیم که باید چکار کنیم. خدا را شکر که پس از ماهها و با مشورت پزشکان توانستیم مجدداً شادی را به زندگی پسرم باز گردانیم... هیچگاه دوست ندارم سالهای ابتدایی زندگی مان در استرالیا را بیاد آورم."
یکی از مشکلات مهاجرین ایرانی در استرالیا جدایی از نهاد خانواده است. بسیاری از مهاجرینی که از ایران پا به استرالیا می گذارند به دلیل جدایی از کانون گرم خانواده خود دچار مشکلات روانی می شوند و در این زمینه، وضع کسانی که بصورت پناهنده سیاسی یا اجتماعی به استرالیا آمده اند بدتر است چون بطور طبیعی آنان بازگشتی برای خود به ایران متصور نیستند و این دوری، مشکلات روانی آنان را در دوچندان می کند. از طرفی ، تحمل این وضعیت برای نوجوانان و جوانان ایرانی در مقایسه با بزرگترها سخت تر است.
مشکلات روانی که زندگی در غربت بر تن و روان مهاجرین وارد می سازد تنها شامل زندگی فرزندان نمی شود، بلکه پدران و مادران نیز در معرض آسیب هستند.
زندگی ستاره و امین، زوج جوانی که زندگی خود را در ایران آغاز کردند و پس از اخذ ویزای دائم به استرالیا مهاجرت کردند نیز دستخوش مشکلات روانی بسیاری شد. ستاره فرزندی برخاسته از جامعه سنتی ایرانی است که در آن دیدار و درد ودل هفتگی با مادر جزء جدایی ناپذیر زندگی است. ستاره پس از اقامت در استرالیا طبعاً دیگر نتوانست به دیدن مادرش برود و حضور همسرش امین در کنار او نیز جای مادرش را پر نمی کرد. بدین سبب ستاره دچار افسردگی شدید شد و غم غربت بر زندگی او سایه افکند. ستاره می گوید: "دیگر هیچ چیزی در استرالیا مرا خوشحال نمی کرد. اگرچه من در ایران با مادرم همیشه اختلاف عقیده داشتم و دائما با هم دعوا می کردیم ولی حضور در کنار مادر تنها آرزوی من در استرالیا بود. از طرفی نه می توانستم امین را با این همه مشکلات مهاجرت تنها بگذارم به ایران بروم و نه می شد مادرم را به دلیل مشکلات مالی اینجا بیاورم و به همین دلیل دچار افسردگی شدید شدم."
امین نیز به تلخی از آن دوران یاد می کند و می گوید: "باورم نمی شد که در ظرف مدت شش ماه ۱۵ کیلو لاغر شوم. من که آدمی سرزنده در ایران بودم، وقتی که به استرالیا مهاجرت کردم خرواری از مشکلات و مصائب بر سرم ریخت. از یک طرف نتوانسته بودم کاری را در استرالیا پیدا کنم و از طرفی ستاره دچار افسردگی شدید شده بود . بدبختی این بود که شرایط مالی به هیچ وجه اجازه نمی داد که او را برای مدتی به ایران بفرستم و به همین خاطر درمانده شده بودم و تازه آنجا بود که معنای حضور خانواده را فهمیدم."
خوشبختانه زندگی ستاره و امین به سرانجام خوبی رسید و یک فرد نیکوکار ایرانی وقتی که از داستان زندگی آنان اطلاع یافت امین را به کاری گمارد و مخارج سفر ستاره را به ایران فراهم کرد.
شرایط محیطی و جغرافیایی
شاید کمتر کسی پیش از مهاجرت، اهمیتی برای نقش شرایط جغرافیایی و آب و هوا بر سرنوشت زندگی اش در استرالیا قائل باشد، اما آنطور که برخی از مهاجران می گویند در ماهها و حتی سالهای اولیه، آب و هوا نقش بسیار مهمی بر زندگی آنها داشته است.
عمده مناطق ایران دارای آب و هوای گرم و خشک است و بدن ایرانیان سالیان سال خود را با چنین شرایط آب و هوایی تطبیق داده است. از طرفی دیگر باتوجه به اینکه عمده شهر های استرالیا در حاشیه اقیانوس واقع شده و از رطوبت نسبتاً بالایی برخوردار است، لذا تغییرات آب و هوایی تاثیر عمیقی بر ساز و کار و فعالیت بدنی مهاجرین بر جای می گذارد.
برخی از ایرانیان مهاجر، مهاجرت و شرایط تازه را عامل بیماری خود یا فرزندانشان می دانند.
ساناز دختر ۴ ساله ای است که در ایران متولد شد و پس از اینکه به همراه خانواده خود به استرالیا مهاجرت کرد دچار آسم شد. سعید پدر ساناز می گوید: "تازه ۲ ماه بود که از ایران با مشکلات بسیار به سیدنی آمدیم و یک شب بهنگام خواب متوجه شدم که ساناز نمی تواند بخوبی نفس بکشد. مستاصل و درمانده شده بودم و نمی دانستم چکار کنم. نه آدرس بیمارستانی را می دانستم و نه فامیلی در سیدنی داشتم. حتی نمی دانستم که چطور می توان تنفس مصنوعی داد. ترس عجیبی بر وجودمان حاکم شده بود و به تنها ایرانی که در سیدنی می شناختم زنگ زدم و او در ظرف ۱۰ دقیقه به منزلمان آمد و ساناز را به بیمارستان بردیم. سپس او را فوراً به اورژانس بردند و زیر ماسک اکسیژن قرار دادند. واقعاً لحظات تلخی بود و من دوست ندارم که آنرا بیاد آورم."
پزشک متخصص تشخیص داد که ساناز به بیماری آسم دچار شده است و باید تحت نظر پزشک باشد .
عموماً بیشتر مهاجرین در ماههای اولیه مهاجرت به بیماریهای مختلف دچار می شوند. سعید می گوید: "شاید در ۶ ماه اولیه اقامتمان در استرالیا بیش از ۴۰ بار به پزشک و بیمارستان مراجعه کردیم . واقعاً شانس آوردیم که مراجعه به دکتر و بیمارستان در استرالیا مجانی است. یادم می آید یکبار من و همسر و دخترم هر سه با هم در منزل مریض بودیم و هیچ کس هم نبود که از ما مراقبت کند... واقعاً شرایط جغرافیایی اثرات بسیاری بر بدن انسان دارد و این چیزی است که بسیاری از مهاجرین پس از حضور در یک کشور دیگر تازه به اهمیت آن پی می برند."
پیدا کردن کار، بزرگترین مشکل
بسیاری می گویند یافتن شغل مناسب و درخور مهمترین مشکل ایرانیان در استرالیا است و دانستن زبان انگلیسی کلید بازگشایی این قفل بسته. "ما برای این ممکلت ساخته نشده ایم" عبارت مصطلحی هست که زیاد بر زبان ایرانیان جاری می شود. اما در استرالیا باید در نهایت فرد خود را برای کار دلخواه و مورد پسندش آماده سازد زیرا راه دیگری وجود ندارد.
در استرالیا عموما دو نوع محیط کاری را برای ایرانیان می توان متصور شد: اولی عبارت است از مشاغلی که ایرانیان در آن نقش کارفرما دارند که بخش بسیار کوچکی از فضای کاری استرالیا را شامل می شود. این مشاغل معمولاً نقاشی ساختمان، کارهای فیزیکی و ساختمانی، مکانیکی و در کل کارهای خدماتی را شامل می شود و محیط دوم مشاغلی است که کارفرمایانی غیر ایرانی بر آن احاطه دارند و بیشتر داشتن تجربیات کاری و تحصیلات مرتبط شرط حضور در آن است.
به طور معمول کارفرمایان ایرانی بر روال همان روابطی که در بازار کار ایران برای استخدام یک فرد حاکم جاری است در استرالیا نیز عمل می کنند. که بیشتر بر روال آشنایی و ضمانت افراد استوار است. نباید نقش مهم این کارفرمایان برای اعطای کار به مهاجران تازه وارد را دست کم گرفت، اگرچه ایراداتی همچون میزان کم دستمزد و یا دیر کرد در پرداخت ها به آنان وارد است.
بزرگترین مشکلی که برای مهاجرین وجود دارد ورود به بازار کار واقعی در استرالیاست جایی که افراد به میزان تجربیات و تحصیلاتشان ارزشگذاری می شوند. باید اعتراف کرد که حضور در جامعه کار استرالیا به ویژه برای مهاجران تازه وارد فرآیندی بسیار طولانی و پیچیده است. اگرچه بعضی مهاجرینی که از ایران به استرالیا می آیند دارای سوابق درخشان کاری هستند و چه بسا تجربه مدیریت در سطوح بالا را با خود یدک می کشند، اما کارفرمایان استرالیایی بیشتر به داشتن سابقه کار در استرالیا علاقه نشان می دهند.
علی که سابقه ۱۵ سال مدیریت در سازمانهای ایرانی را دارد، نتوانست کاری هم سطح و یا حتی کمتر از تجربیاتش در استرالیا بیابد. او می گوید: "ساز وکار و روابط حاکم بر محیط های کاری در ایران به هیچ وجه قابل مقایسه با استرالیا نیست. ایرانی اقیانوسی است به عمق یک بند انگشت ولی در استرالیا ترجیح می دهند که برکه ای آب را بیابند که ده متر عمق داشته باشد. من در ابتدا وقتی برای مراکز مختلف درخواست کار می فرستادم، بدون استثناء درخواست های کارم رد می شد و حتی به مرحله مصاحبه هم نمی رسید. بعدها متوجه شدم که ذکر سوابق مدیریتی متعدد در کارنامه کاری ام خود عاملی بازدارنده است و به اصطلاح over-qualified هستم . بدین خاطر مجبور شدم که دوره های کوتاه مدت را در مراکز آموزشی بگذرانم و سپس از کارهای بسیار کوچک دفتری شروع کنم."
اما وضع کار برای تمامی مشاغل بدین گونه نیست. معمولاً فارغ التحصیلان رشته های مرتبط با فن آوری اطلاعات از وضع بهتری برخوردار هستند و با توجه به بازار کار مناسب استرالیا بسرعت جذب مشاغل مورد نظر خود می شوند.
محسن که مهندس کامپیوتر است می گوید: "در زمینه فن آوری اطلاعات زمینه کار مناسبی وجود دارد و اکثر ایرانیان مشاغل درخور توجه دارند. شاید یکی از دلایل عمده آن کار با کامپیوتر بجای سر وکله زدن با ارباب رجوع است. معمولاً کارفرما، فلان برنامه کامپیوتری را از شما می خواهد و شما در مهلت مورد نظر کار را باید تحویل دهید. به همین سادگی".
رانندگی در استرالیا
قوانین راهنمایی و رانندگی در استرالیا تفاوت های بسیاری با ایران دارند و همین تفاوت ها باعث بروز سردرگمی های زیادی برای مهاجرین ایرانی می شوند. جدول بندی و خط کشی خیابانها، علائم راهنمایی و رانندگی و بویژه قرارداشتن فرمان در سمت راست ماشین از بارزترین تفاوت هایی است که می توان نام برد. و از این رو تطبیق با شرایط جدید رانندگی ممکن است برای بسیاری از ایرانیان ماهها و شاید سالها به طول انجامد.
گرفتن گواهینامه رانندگی در استرالیا کار ساده ای نیست و با توجه به اینکه داشتن گواهینامه یکی از مدارک معتبر برای شناسایی فرد و همچنین رتق و فتق امور اداری است ، در نتیجه باید برای گرفتن آن هر چه زودتر اقدام کرد. عموماً ایرانیانی که پا به استرالیا می گذارند از قبل دارای گواهینامه ایرانی هستند.اما داوطلب باید بتواند از سد امتحان آیین نامه و آزمون شهر برآید تا بتواند گواهینامه کامل خود را دریافت کند.
محمد که تا بحال دو بار در امتحان آیین نامه و چهار بار در آزمون شهر رد شده است، همچنان تلاش می کند تا گواهینامه استرالیایی خود را دریافت کند. او می گوید: "واقعاً گرفتن گواهینامه در استرالیا کار حضرت فیل است! من هر بار به دلایل مختلف در آزمون شهر رد شدم . در استرالیا با جون من بیخیال گفتن به کسی گواهینامه نمی دهند. یک بار در آزمون شهر، بدلیل اینکه فقط ۳ کیلومتر بیشتر از سرعت مجاز رانندگی کردم رد شدم و عجز و التماسهایم هم هیچ ثمری نداشت."
در استرالیا همانقدر که گرفتن گواهینامه کار سختی است از دست دادن آن کار ساده ای است. برخلاف ایران که بهنگام تخلف، فقط جریمه رانندگی مجازات فرد متخلف است، در استرالیا سیستم درجه بندی علاوه بر جرائم نقدی حاکم است. هر راننده حق دارد در طی ۳ سال تا ۱۲ نمره منفی در پرونده خود داشته باشد و چنانچه این حد نصاب را از دست بدهد گواهینامه رانندگی از وی سلب خواهد شد.
اسفندیار که در آستانه از دست دادن گواهینامه خود است تجربیات خوشایندی از رانندگی در استرالیا ندارد. او یک بار بدلیل آنکه ۱۵ کیلومتر سرعت غیر مجاز داشت مجبور شد ۲۳۱ دلار جریمه بپردازد و ۶ نمره منفی نیز در کارنامه اش ثبت شد. اسفندیار نمی دانست که اگر بهنگام تعطیلات کسی مرتکب تخلف شود نمره عدم شایستگی دو برابر محاسبه میشود. تخلف دیگر اسفندیار عدم توجه به خط کشی عابر پیاده بود که پلیس او را ۳۰۸ دلار جریمه کرد. اسفندیار می گوید: "اصلاٌ باور نکردم که به این راحتی در آستانه از دست دادن گواهینامه خود باشم و مجبور به پرداخت ۵۳۹ دلار بخاطر دو تخلف که در ایران ساده انگاشته می شود باشم. بد شانسی من این بود که هر دو تخلف من بهنگام تعطیلات بود و نمره های منفی من دو برابر محاسبه شد. در حال حاضر اگر فقط دو نمره منفی دیگر بگیرم گواهینامه ام را از دست خواهم داد. "
ثبت جرائم رانندگی در پرونده افراد مشکلات دیگری نیز به همراه دارد که مهمترین آن پرداخت بیشتر پول به هنگام بیمه کردن ماشین است. برخلاف ایران، در استرالیا به فردی که مرتکب تخلف رانندگی شود به نوعی به دیده مجرم بالقوه دیده می شود، بدین سبب شرکت های بیمه مبلغ بیشتری از فرد دریافت می کنند چون می دانند که زمینه ارتکاب تخلف در فرد قانون شکن بیشتر از دیگران است و ممکن است شرکت بیمه را در آینده مجبور به پرداخت خسارت نماید.
یکی از علائم راهنمایی و رانندگی جالبی که در بسیاری از بزرگراهها وجود دارد، تابلوی "مسیر اشتباه است، دنده عقب بروید" است. شاید کمتر ایرانی وجود داشته باشد که حتی برای ثانیه ای هم که شده در جهت عکس خیابان در استرالیا رانندگی نکرده باشد. سعید که ده سال است در استرالیا زندگی می کند از تجربیات خود می گوید: "من در ایران ۱۵ سال رانندگی کردم ولی پس از ورود به استرالیا احساس می کردم که اصلاً رانندگی بلد نیستم! اینجا رفت و آمد ماشین ها در خیابان دقیقاً برعکس ایران است و گاه اتفاق افتاد که من در جهت عکس خیابان برای دقایقی رانندگی کردم ."
سعید خاطره ای جالب از رانندگی در جهت عکس خیابان دارد که آنرا با هیجان و ترس بازگو می کند: "یک شب همراه دوستم در منطقه ای رانندگی میکردم که با آن آشنا نبودم و سپس به یک خیابان عریض پیچیدم . رادیو ماشین روشن بود و ما در حال گوش کردن به موسیقی بودیم. پس از اینکه حدود چند صد متر در خیابان رانندگی کردم ناگهان متوجه شدم در جهت عکس خیابان رانندگی می کنم و بسرعت ترمز کردم و با دنده عقب سعی کردم که از بزرگراه خارج شوم . در همین حین، رادیو ناگهان گزارشی مستقیم از هلیکوپتری را پخش کرد که وضعیت کنترل ترافیک سیدنی را بر عهده داشت و در آن ، گزارشگر هلیکوپتر با هیجان از تلاش ماشینی گزارش می داد که سعی دارد با دنده عقب از بزرگراه خارج شود!"
سعید ادامه می دهد : "ما واقعاً خوش شانس بودیم که با آن وضع توانستیم از بزرگراه خارج شویم و به گزارشگر نیز فرصت دادیم تا نفس راحتی بکشد!"
بعضی ها ! باخانواده می رن حج عمره . صدها عکس می گیرن و ...
اگر خاطرات را بنویسند یا بگویند ، برایشان می نویسیم یا حتی دراین وبلاگ درج می نماییم .
عکس هم داشته باشد .
چند روز پیش رفتیم منطقه تالش .
بازدیدی از کارخانه چوب وکاغذ ایران ( چوکا ) داشتم و از مناطق جنگلی و دریایی آن حدود نیز استفاده ها بردیم .
این کارخانه یکی از بزرگترین کارخانه های تولید کاغذ کارتن درایران است . ۷۰ درصدازضایعات کارتن(که به آن آخال می گویند ) و ۳۰ درصد از چوب استفاده می کند .
مناطق زیبایی از استان گیلان که تا حالا نرفته بودم ، رضوان شهر ، فومن و ... را دیدم .
شرح آنرا اگر حالی دست داد برایتان می نویسم .
منطقه جنگلی و دریایی گیسوم و ....
سن پترزبورگ دومین شهر بزرگ روسیه (پس از مسکو) است.
این شهر در سال ۱۷۰۳ به دستور و با نظارت پتر کبیر ساخته شد و ار آن زمان تا ۱۹۱۸ پایتخت روسیه بود. مدتی پتروگراد نام داشت. پس از واژگونی فرمانروایی تزارها به نام لنین، لنینگراد خوانده شد و با از میان رفتن رژیم کمونیستی در این کشور به نام پیشینش بازخوانده شد.
در زبان فارسی در زمان قاجار بطور عامیانه سن پترزبورگ را «پـِتِل پورت» مینامیدند و آن را در مثل به عنوان دورترین نقاط بکار میبردند در اصطلاحاتی مانند «از اینجا تا پتل پورت».
متن و نقشه از ویکی پدیا
عکسها از سایت نووستی
Saint_Petersburg

بقیه عکسها در ادامه مطلب ...
از سایت یاهو
توضیح عکس هم در پایین آن هست . ( ساحل دریای آدریاتیک )
اگر خواستید متن زیر رو ترجمه کنید ، به پست اضافه خواهیم کرد . ( نقطه سرخط )

In this This undated aerial photo released by the Croatian Tourist Board, shows a view of Croatia's most popular beach, Zlatni Rat on the island of Brac in the Adriatic Sea. Located east of Italy across the Adriatic Sea, Croatia expects over 200,000 American visitors this year — nearly double the number that arrived in 2005. It also tied for the No. 2 hot destination this year in a survey by the U.S. Tour Operators. (AP Photo/Croatian Tourist Board,Ivo Pervan)
دوعکس دیگر هم از این ساحل
در ادامه مطلب .....
|
باقلوا تهيه شده از مغز بادام، شکر، هل، زرده تخم مرغ، شير، آرد و گلاب |
|
يخ در بهشت تهيه شده از نشاسته، شکر، گلاب، شير و پسته |
|
شير برنج تهيه شده از برنج، شکر، گلاب، شير و خامه |
|
حلوا تهيه شده از آرد سرخ شده گندم، شکر، زعفران، گلاب، پسته و مغز بادام |
|
رنگينک تهيه شده از آرد سرخ شده گندم، شکر، خرما، گردو، پسته، دارچين و هل |
|
زولبيا تهيه شده از نشاسته، ماست، شکر و گلاب |
|
باميه تهيه شده از آرد سفيد، تخم مرغ، شکر و گلاب |
|
فرني تهيه شده از شير، آرد برنج، شکر و گلاب |
|
سکنجبين تهيه شده از سرکه، شکر، نعناع و کاهو |
|
شله زرد تهيه شده از برنج، شکر، زعفران، گلاب، پسته، خلال بادام و دارچين |
|
نان برنجي تهيه شده از آرد برنج، شکر، تخم مرغ و گلاب |
|
نان گردويي تهيه شده از زرده تخم مرغ، وانيل، شکر و گردو |
|
نان نخودچي تهيه شده از آرد نخود چي، شکر و روغن |
|
قرص خورشيد تهيه شده از آرد برنج، شکر، گلاب، تخم مرغ و زعفران |
|
سوهان عسلي تهيه شده از خلال بادام، شکر، عسل، زعفران و پسته |
|
قطاب تهيه شده از تخم مرغ، ماست، آرد، خلال بادام، شکر و پودر هل |
|
سمنو تهيه شده از آرد و گندم |
|
بستني اکبر مشدي بستني وانيلي با خامه سفت و گلاب بشکل بستني سنتي |
فعلاْ عناوین دسرها و مواد تشکیل دهنده آنها را بصورت کلی داشته باشید تا به تک تک آنها هم برسیم .
اگر کسی نظری دارد بدهد استفاده کنیم .